تبليغاتX
:: چشمای بارونی ::

:: چشمای بارونی ::

پیشگفتار (1)

بهاءالدین محمدبن‏حسین‏عاملی، معروف به شیخ‏بهایی (1030- 953 ه ق) از عالمان بزرگ شیعی در سده دهم و یازدهم هجری است. او از جمله نوادر روزگار است که در عرصه‏های گوناگون علمی، سیاسی و هنری شهرت جهانی دارد. بهایی در حوزه علوم عقلی و نقلی دارای تالیفات بسیار است، ایشان در فنون و علوم غریبه نیز دست توانایی داشته است.
در عرصه سیاست از فقهای بزرگ عصر صفوی است و سالیان متمادی عهده‏دار مهم‏ترین منصب سیاسی مذهبی (شیخ الاسلام) در دولت‏شاه عباس اول (مقتدرترین دولت صفوی) بوده است. در قلمرو هنر معماری در رونق بخشیدن به شهر اصفهان و پدید آوردن آثاری ماندگار سرآمد مهندسان عصر خود به شمار می‏رفت، از این رو برای شناساندن این شخصیت جامع الاطراف نویسندگان و پژوهشگران هر کدام از زاویه‏ای به معرفی او پرداخته‏اند.
برخی با توجه به آثار مکتوب وی، به عنوان نویسنده‏ای توانا به او نگریسته‏اند. بعضی با تاکید بر خدمات اجتماعی و فرهنگی ایشان، از او با عنوان اصلاح‏گر واقعی جامعه و مجدد قرن یاد کرده‏اند.
عده‏ای از نگاه فن ریاضی و هنر معماری به دنبال معرفی او به عنوان مهندسی نوآور بوده‏اند. و برخی دیگر از نظر گاه سیاسی، عملکرد و دیدگاه‏های سیاسی او را مورد کاوش قرار داده‏اند.
وجود برخی ابهام‏ها و دو گانگی و تضاد ظاهری در نظر و عمل سیاسی شیخ بهایی، و زدودن این ابهام‏ها از چهره سیاسی وی و نیز فقدان تحقیقی جامع برای پاسخ‏گویی به سؤال‏های مذکور، ضرورت تحقیق در این زمینه را آشکار می‏سازد.

::ادامه مطلب::

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت8:51توسط نیما | |



افراد زیادی از خیلی از تعاریف و نکات ابتدایی کامپیوتر که برای اکثر مردم خصوصآ جوانان بسیار بدیهی و جا افتاده است بی اطلاع هستند. باور کنید از این وضع هم من بهتر از همه خبر دارم :)
گاهی که پست های ساده تر می نویسم با خودم فکر می کنم شاید این مطلب زیاد هم به درد کسی نخورد و با خودم می گویم باید مطالب را سنگین تر و تخصصی تر کنم. اما با نگاه عمیق تری که کردم متوجه شدم نه این خبر ها هم نیست…بهتره کمی هم از پنجره به بیرون نگاه کنیم و در را باز کنیم و چند تا رفیق جدید به جمع خودمان اضافه کنیم.
در ادامه به توضیح برخی از ابتدایی ترین نکاتی می پردازم که هر کاربر ساده کامپیوتر باید بداند. اگر از کاربران تازه کار کامپیوتر هستید دوستانه توصیه می کنم این مطلب را با دقت بخوانید.

1- اول آدرس ایمیل www نمی گذارند: اول آدرس ایمیل هرگز www نمی گذارند.

2- اینترنت اون علامت e آبی رنگ نیست: اون e آبی رنگ علامت برنامه Internet Explorer، محصول شرکت Microsoft است. خود اینترنت یک شبکه است که برنامه یا آیکون خاصی ندارد.
Internet Explorer به شما کمک می کند از این شبکه برای دیدن سایت های مختلف استفاده کنید. درست مثل اینکه می توانید برنامه کانال های تلویزیون را با یک تلویزیون Panasonic یا با یک تلویزیون Sony یا با هر مارک دیگری ببینید…
برنامه های دیگری هم وجود دارند که کار آن e آبی را می کنند و حتی خیلی بهتر! مثل Safari، Chrome، Opera یا Firefox که می توانید از آنها استفاده کنید.

3- چت همان یاهو مسنجر نیست: چت کردن لازم نیست حتمآ با برنامه یاهو مسنجر انجام شود. یاهو یکی از شرکت هایی است که سرویس چت اینترنتی را ارائه می کند. با ICQ، MSN Messenger یا Gtalk و… هم می توانید چت کنید (با سایر کاربران همان سرویس).

4- هر کامپیوتری الزامآ ویندوز نیست: این خیلی مهمه! ببینید یک کامپیوتر را خاموش فرض کنید! اصلآ به آن چه روی صفحه مانیتورش دیده می شود فکر نکنید. این به خودی خودش یک کامپیوتر است. حالا باید یک برنامه روی این کامپیوتر نصب بشه که این کامپیوتر بتونه روشن بشه و ما ازش استفاده کنیم. به این برنامه ها می گوییم «سیستم عامل» یا «Operating System» یا OS.
یکی از معروف ترین این برنامه ها «ویندوز» نام داره که نسخه های مختلفی هم داره که می دونم همگی با آنها آشنا هستید. مثل ویندوز 98 یا ویندوز xp یا ویستا. ویندوز محصول شرکت Microsoft است.
حالا نکته اینجا است، هیچ اجباری به استفاده از ویندوز نیست و ویندوز تنها انتخاب موجود نیست. بلکه این تصور غلط به خاطر سلطه مایکروسافت بر روی بازار به وجود آمده. در اصل شرکت های مختلف و مشابهی وجود دارند که در این صنعت با مایکروسافت در رقابت هستند و خودشان «سیستم عامل» تولید می کنند.
به عنوان مثال، شرکت Apple سیستم عامل Mac را دارد. یا مثلآ سیستم عامل Ubuntu مال شرکت Canonical است.

5- هر کامپیوتری الزامآ پنتیوم نیست: pentium فقط اسم مدل یکی از پردازنده (CPU) های شرکت اینتل است! فکر می کنم واضحه، مثلآ من اگر از CPU یک شرکت دیگه مثل AMD استفاده کنم دیگه «کامپیوترت پنتیوم چنده؟» مفهومی نداره. در ضمن مدل های pentium هم الان تقریبآ منسوخ شده و قدیمی به حساب می آیند.

6- فایروال همان آنتی ویروس نیست: هر دو امنیت کامپیوتر را تامین می کنند اما با یکدیگر فرق دارند. توضیح تخصصی این تفاوت از حوصله این مطلب (و احتمالآ شما) خارج است. بگذارید این طور بگویم، فایروال یا دیواره آتش مثل یک گارد هست که شما بگذارید دم در خانه تا از ورود افراد خطرناک جلوگیری کند. آنتی ویروس مثل یک محافظ شخصی است که اگر کسی یه جوری گارد را دست به سر کرد یا یواشکی از دودکش شومینه اومد توی خونه او را دستگیر کنه.

7- تفاوت فایل، فولدر و درایو: اصلآ به کامپیوتر فکر نکنید، درایو مثل طبقه ای است که شما پوشه های مختلف از اسناد تان را نگهدای می کنید. فولدر همان پوشه هایی است که اسناد در آنها وجود دارند. هر سند موجود در پوشه مثل یک فایل هست. در نتیجه من اگر از شما بپرسم فلان سند کجاست؟ شما می گویید: «در طبقه دوم، پوشه سبز رنگ، کاغذ آخر.»
حالا اگر بپرسم «اون تحقیق شیمی که دانلود کردی کجاست؟» چه می گویید؟ «درایو C، فولدر Shimi، فایل shimi.pdf»
یا مدل کامپیوتری تر: C:\Shimi\shimi.pdf
این طور بخوانید، «سی دو نقطه بک اسلش شیمی بک اسلش شیمی دات پی دی اف».
حالا چطوری فرق اینا را هم به خاطر بسپاریم؟ یکی اینکه درایو ها تعداد شان زیاد نیست. عمومآ همین C و D و E و اینها هستند…
فولدر ها یا پوشه ها هم که اصلآ از آیکون شان مشخص است.
فایل ها هم می توانید این جوری بشناسید. هر آیتمی که وقتی رویش کلیک می کنید دیگه جلوتر نمی توانید بروید یک فایل است. به عنوان مثال وقتی روی یک فولدر کلیک می کنید وارد آن می شوید، دوباره می توانید چیزی انتخاب کنید… در نتیجه این یک فایل نیست.
اما اگر روی یک عکس کلیک کنید آن عکس خودش باز می شود، دیگر داخل آن عکس پوشه های دیگر یا فایل های دیگر وجود ندارد. در نتیجه یک عکس یک فایل است.
به عبارتی هر آیتمی که یک پسوند داشته باشد، مثلآ txt. یا jpg. و… یک فایل است.

8- پسوند فایل ها مهم است: اول از همه، اصلآ پسوند چیه؟ پسوند اون سه حرف آخر اسم هر فایل است (اگر ویندوز شما پسوند ها را نشان نمی دهد مثل این راهنما عمل کنید).
پسوند به ویندوز و شما می گوید که این چه نوع فایلی است. به عنوان مثال یک فایل متنی که فقط حاوی نوشته است پسوندش txt. است.
عکس های واقعی مثل آنها که با دوربین عکاسی می گیرید عمومآ دارای پسوند jpg هستند.
عکس های کارتونی و کامپیوتری و غیر واقعی هم عمومآ gif یا png هستند.
فایل های فشرده شده عمومآ دارای پسوند zip یا rar هستند که آنها را باید با برنامه های مخصوص مثل Winzip یا WinRAR باز کنید.
فایل های اجرایی مثل فایل های برنامه های یا فایل های Setup بازی ها و… هم عمومآ دارای پسوند exe. هستند.
آهنگ ها هم که مطمئنم خودتان می دانید، عمومآ mp3 یا wav هستند.
پسوند فایل ها اطلاعات زیادی به ما می دهند. مثلآ اگر کسی یک فایل به شما داد که پسوند آن exe. بود و گفت این عکس خودم است. دارد دروغ می گوید! احتمالآ به جای عکس یک برنامه مخرب مثل یک ویروس است.

9- تفاوت وبلاگ و وب سایت: «وبلاگ» از جمله چیز هایی است که تعریف دقیقش یکم سخته. یک باور اشتباه اینه که یک وب سایت یک آدرس مستقل دارد، مثلآ www.microsoft.com یک سایت است اما microsoft.persianblog.ir یک وبلاگ است. این تعریف اشتباه است.
وبلاگ جایی است که – عمومآ – یک نفر یادداشت هایی می نویسد. این یادداشت ها می توانید شخصی، تخصصی یا عمومی باشد. وبلاگ ها بر پایه یکی از برنامه های مدیریت محتوا نظیر وردپرس یا مووبل تایپ هستند. همچنین می توانند روی سرویس دهنده های وبلاگ آنلاین باشند، مثل Blogspot یا Persianblog و… که در این صورت آدرس آنها به شکل EsmeWeblog.Persianblog.ir و… درمیاید. اما می توانند آدرس شخصی هم داشته باشند. مثل Zangoole.com که یک وبلاگ است.
اکثر وبلاگ ها شامل بخش نظرات هم هستند که خوانندگان از این طریق با نویسنده در ارتباط هستند و نظر خودشان را به اطلاع نویسنده می رسانند. هم وبلاگ و هم وب سایت می تواند متعلق به یک نفر، چند نفر یا یک شرکت هم باشد در نتیجه مالکیت یا مخاطب یک نشانه برای تمیز دادن وبلاگ از وب سایت نیست.
اما عمومآ وبلاگ متعلق به یک نفر است و شما با ورود به آن می دانید که در حال خواندن نوشته چه کسی هستید. وبلاگ ها عمومآ غیر رسمی تر از وب سایت ها هم هستند.
یک تفاوت دیگر هم این است که وب سایت ها عمومآ سرویس یا محصول خاصی دارند اما وبلاگ ها – حداقل مستقیمآ – سرویسی ارائه نمی کنند و فقط حاوی نوشته های نویسنده هستند.

10- دومین، دامین یا دامنه: ببینید خودتان را درگیر نکنید، خیلی ساده است. اسم هر سایت (آدرسی که تایپ می کنید که واردش شوید) دامنه آن سایت است. مثلآ دامنه یاهو yahoo.com است. برای داشتن این نام ها باید نام مورد نظر آزاد باشد و مبلغی را سالیانه پرداخت کنید تا به نام شما ثبت شود.
توجه کنید که مثلآ در مثال یاهو، کل عبارت “Yahoo.com” دامنه است، نه فقط “Yahoo” در نتیجه “Yahoo.net” هم یک دامنه جدا است که می تواند متعلق به فرد دیگری باشد، همچنین “Yahoo.org” و… اما خوب شرکت های بزرگ تمام دامنه های اسم شرکت شان را به نام خودشان ثبت می کنند.

11- هاست یا هاستینگ: هاست، هاستینگ یا Host یعنی فضایی که فایل های یک سایت اینترنتی روی آن قرار می گیرد. هر چیزی که شما روی یک سایت می خوانید باید روی یک کامپیوتر واقعی در یک جایی از دنیا وجود داشته باشد. همین مطلب که الان شما دارید می خوانید روی سرور زنگوله در تگزاس آمریکا است.
این فضا ها هم توسط شرکت ها فروخته می شود. در نتیجه اگر می بینید می گویند «هاست 100 مگابایتی» یعنی به شما 100 مگابایت فضا می دهند که فایل های سایت تان را در آن نگهداری کنید.

12- پروکسی همان فیلتر شکن نیست: پروکسی (proxy) همان فیلتر شکن نیست و هیچ ربطی هم به فیلتر شکن ندارد. به کامپیوتر اصلآ فکر نکنید، پروکسی می دانید مثل چیست؟ مثل اینکه من زنگ بزنم به شما بگم «اگر می تونی سر راه برو فلان کتاب فروشی ببین این کتاب را داره؟» شما می روید و از همانجا به من زنگ می زنید، می گویید «آره مثلآ فلان کتاب هست جلدش این رنگیه قیمتشم اینه…». این یعنی پروکسی.
وقتی شما IP و Port پروکسی را در برنامه ای وارد می کنید یا از فیلتر شکن استفاده می کنید کامپیوتر شما به یک کامپیوتر دیگه در جایی از دنیا وصل میشه و اون کامپیوتر میره اون آدرسی که شما می خواهید را باز می کنه و به شما نشان میده. حالا اگر پروکسی شما در یک کشور خارجی باشه می تونه جاهایی بره که شما نمی تونید برید! خیلی واضحه نه؟

13- وی پی ان (vpn) همان فیلتر شکن نیست: نمی خواهم به ساختار vpn و… بپردازم. بلکه می خواهم بر عکس خیلی ها ساده برای تان توضیح بدهم که خوب متوجه بشید. vpn یک نوعی از شبکه است که اطلاعاتی که در آن رد و بدل می شود به خاطر فرایند رمزنگاری قابل دیده شدن نیست.
مثل چی؟ این سناریو را تجسم کنید، من و دوستم و شما با هم در یک اتاق هستیم. من و دوستم هر دو علاوه بر فارسی به زبان چینی هم مسلط هستیم اما شما یک کلمه هم چینی بلد نیستید. حالا شما به من به فارسی می گویید «تو حق نداری راجع به آن موضوع با دوستت صحبت کنی!». حالا اگر من شروع کنم به چینی با دوستم حرف بزنم چی؟ شما نمی توانید بفهمید من دارم راجع به چی حرف می زنم.
اینکه vpn به عنوان یک فیلتر شکن استفاده می شود هم موردی مشابه است. «آن موضوع» همان سایت مسدود شده است و «زبان چینی» هم همان رمزنگاری شبکه vpn.

14- RAM بیشتر همیشه بهتر نیست: رم و حافظه بیشتر همیشه الزامآ بهتر نیست. یعنی کلآ این عدد ها هر چقدر بزرگتر می شوند الزامی نیست که بهتر شوند. چرا؟ به دلایل مختلف، مهم ترینش اینکه خیلی اوقات کامپیوتر شما توان استفاده از آن مقدار عظیم RAM را اصلآ ندارد… به عنوان مثال، اکثر افراد از ویندوز های 32 بیت استفاده می کنند که توان استفاده بیشتر از 4 گیگ رم را ندارند یعنی اگر شما 8 گیگ رم هم داشته باشید هیچ فرقی نخواهید دید… پس اگر از نحوه کار یک دستگاه آگاه نیستید حواستان جمع باشد که پول تان را بی خود هدر ندهید. برای استفاده بیشتر از 4 گیگ رم باید از سیستم عامل های 64 بیت استفاده کنید. مثلآ Windows Vista x64 Ultimate.

15- قوی بودن یکی از اجزای کامپیوتر ضعیف بودن جزئی دیگر را جبران نمی کند: این هم از جمله اشتباهاتی است که از خیلی ها تا به حال شنیده ام. هر عضو کامپیوتر وظیفه منحصر به فرد خودش را دارد و قوی بودن یک جز، مثلآ RAM ضعیف بودن CPU را جبران نمی کند. مثلآ شنیده ام که می گویند «این بازی 2 گیگ رم می خواد ولی اگر CPU ات قویه با 1 گیگ هم جواب میده…» که کاملآ اشتباه است.

امیدوارم از این مطلب استفاده برده باشید

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت8:46توسط نیما | |



شما آقایان می توانید با شناخت و رعایت این هفت نکته در مورد همسرتان، همیشه زندگی آرام و شیرینی را تجربه کنند!

1- زنها سنبل احساسات، عاطفه، وفاداری، قناعت، و دلسوزی هستند. آنها از جان و دل برای حل مشکلات عاطفی خانواده تلاش می کنند و حس و کلام الهی را در بطن زندگی جاری می کنند. همواره سعی دارند تا همسر و فرزندان خود را به خداوند نزدیک تر کند.

2- زنها قدردانی و تحسین را دوست دارند. سعی کنید همیشه از زحمات و محاسن وی تعریف کنید. وی را تمجید کنید و به او بها دهید. شاید باور کردنی نیست ولی با این برخورد، شما همسری مهربان و مادری برجسته برای فرزندانتان خواهید داشت. در حضور جمع، علاقه خود را عاشقانه و با احساساتی عمیق بیان کنید. در مقابل این رفتار، می بینید که از نظر او بهترین آدم روی زمین هستید!

3- آنها رمانتیک بوده و همواره به احساسات خود اهمیت می دهند. مهربانی را دوست دارند. با آنها با مهربانی و ملایمت صحبت کنید. با اهدای هدایایی مثل، کارت های عاشقانه، گل، لباس ( مخصوصا" لباس زیر زنانه ) احساساتشان را به وجد بیاورید. به یاد داشته باشید: همانطور که در مقاله های قبلی نیز در این سایت ذکر شده است، داشتن یک رابطه ی عاطفی عمیق بین زن و شوهر، در لذت بخش تر شدن رابطه ی نزدیکی آنها و تداوم زندگی نیز تأثیر دو چندان عمیقی خواهد داشت.

4- خانم ها همواره از صحبت کردن را دوست دارند. پس با او عاشقانه هم کلام شوید، کاملا" به حرف ها و صدای قلب او گوش فرا دهید. او دوست دارد با همسرش در مورد تمام وقایع هر روز، احساسی، خانه، فرزندان و ... صحبت کند، مراقب باشید!، هیچ گاه در بین کلماتتان سعی نکنید که آنها را ارشاد و تغییر دهید بلکه فقط باید حس درک متقابل در کلام شما نمایان باشد.

5- زنها از بدبینی و دو رویی بیزارند و نیاز به امنیت فکری دارند. به چشمهای همسرتان عاشقانه نگاه کنید و صادقانه در مورد احساستان به او، افکار و برنامه های زندگیتان حرف بزنید، با این کار شما حس مسئولیت پذیری خود را نسبت به او انتقال داده اید. اگر صادقانه رفتار کنید او نیز در کنار شما احساس امنیت خواهد داشت.

6- زنها دوست دارند از نظر مادی و ثبات زندگی مطمئن باشند. در حد توانتان مسئولیت پذیری خود را با خریدهای چیزهای مورد نیاز منزل، خوراک، پوشاک و ... برای خانواده، به او نشان دهید. در حین انجام این وظایف خود را ناراحت و عصبی نشان ندهید. هدف شما از همه ی این رفتار، تداوم زندگی مشترک و امنیت خاطر است.

7- در این راه باید نسبت به خانه و خانواده، متعهد و وفادار باشید. بکوشید تا همراه با همسر خود در پرورش حس معنوی، الهی و عاطفی در فرزندان خود کمک کنید. برای مثال، به آنها نماز و دعا یاد می دهند. فرزندان را به ورزش تشویق کنید و تکیه گاه محکمی برای همسر و فرزندانتان باشید.

اکنون، بعد از خواندن موارد فوق، اگر احساس می کنید محیط منزل، همسر و فرزندانتان شما از شادابی لازم برخوردار نیستند، بهتر است با رعایت این موارد و گذاشتن وقت بیشتر در صدد جبران خلل های موجود باشید.

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت8:43توسط نیما | |



«من اشتباه کرده‌ام»

 

سه کلمه است که اگر مدیرعاملی بتواند به زبان بیاورد شاهکار کرده است که عبارت است از:"من اشتباه کرده‌ام"
بعضی از مدیران به بهانه اینکه کشمکش در سازمان نباشد، اجازه بیان نظرات مختلف را نمی‌دهند. سفارش نویسنده این است که اختلاف نظر را تحمل کنید. زیر دستان مستقیم خود را تشویق کنید به شور و شوق. اختلاف‌های فکری خود را بیان کنند. جلسه‌های پر سر و صدا معمولا نشانه‌ی پیشرفت است. جلسات بی‌روح غالبا نشانه لاینحل ماندن مسائل مهم است. در برابر جلسه‌های شخصی موضع بگیرید اما نه آن اندازه که مبادله فکر و اندیشه را ناممکن سازد.
مدیرعامل می‌خواهد رویین تن باشد: مدیران عامل انسان‌هایی هستند به نسبت قدرتمند. شکنندگی در برابر همتایان و زیردستان صفت دلچسبی نیست. آنها به خطا گمان می‌کنند اگر کارکنان بتوانند آزادانه با افکار و نظرهای مدیران مخالفت کنند، ابهت و اعتبارشان در چشم کارکنان زایل می‌شود، لذا نویسنده این طور توصیه می‌کند:
کارکنان خود را فعالانه تشویق کنید تا نظر‌های شما را به چالش بکشند. از حیث شهرت و منیت خود به آنها اعتماد کنید. عالی‌ترین سطح اعتماد همین است. آنها اعتماد شما را محترمانه و صادقانه باز پس خواهند داد. همراه با شوق به آسیب‌پذیری در میان همتایان، مدیران عاملی که به حاصل کار بیش از مقام، به مسوولیت‌خواهی بیش از کسب محبوبیت، به شفافیت بیش از همنوایی و به اعتماد کردن بیش از رویین تنی توجه دارند، بازهم احتمال دارد در کار خود ناکام شوند. اما علت ناکامی ‌آنها فشارهای خارج از اندازه رقابت و بازار خواهد بود.
سه کلمه است که اگر مدیرعاملی بتواند به زبان بیاورد شاهکار کرده است که عبارت است از:"من اشتباه کرده‌ام"
راه نجات این است که مشتاقانه در خود تامل کنیم و وسوسه‌ها را فاش کرده و با بی‌پروایی با آن‌ها برخورد کنیم.

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت8:36توسط نیما | |



عاشق ِ هم نوازی اركستر هستم.

گرگ و میش، خون بارترین طلوع است.

دور اندیش، گاهی نزدیك را گم می كند.

نبضم عاشق ِ ترانه ی «دل ای دل» است.

دادگاه «تجدید» نظر، «شهریور» برگزار شد.

معلم ریاضی با حواس «جمع» درس می داد.

برای تخریب آدم ها، از بالاخانه آغاز می كنند.

گرگ، رفیق گرمابه و گلستان چوپان دروغگو شد.

پرنده، به فكر استخدام در نیروی هوایی افتاد.

آدم بی كله، با گذشت زمان كله گنده ‎شد.

بیداری، زنگِ تفریح خوش خواب است.

بی دست، با كسی هم دست نشد.

آب گرفتگی، سبب اصلی طغیان بود.

رویای فرهاد، دیابتی ترین رویا است.

نشئه ترین فنر، «فنر لول» است.

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت8:34توسط نیما | |



>>  همه بخش های دولتی باید از مسیر بیمه عبور کنند. 

>>بیمه می تواند هزینه های زیادی را از دوش بیت المال بردارد و با کاهش هزینه ها به تولید سرمایه بیشتر در کشور کمک کند. 

>>فعالان صنعت بیمه باید افق نگاه خود را گسترش دهند و در زمینه بیمه های اتکایی نقش بیشتری در داخل و در سطح جهانی برعهده بگیرند. 

>> باید اعتماد مردم را جلب کنید تا بیمه رونق بگیرد. 

>>صنعت بیمه هر قدر که بیشتر جلو برود، بیشتر مورد تشویق قرار می گیرد. 

>>حضور فعال بیمه در عرصه اقتصاد کشور، ایجاد اشتغال می کند تا ایران به سرعت در رتبه های بالاتر جهان قرار گیرد. 

>>حضور در عرصه بیمه و استفاده از خدمات آن به سود مردم است. 

>>حضور موثر بیمه در بخش های مختلف کشور می تواند به توسعه ظرفیت ها و اقتصاد کشور کمک می کند. 

>>خوشبختانه صنعت بیمه امروز انگیزه مضاعفی برای توسعه و رساندن خود در حد استانداردهای جهان پیدا کرده است. 

>>بیمه بهترین نهاد وابزاری است که می تواند از توسعه، تولید، تجارت و سرمایه گذاری در همه بخش ها پشتیبانی کند.

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت13:34توسط نیما | |



-          شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی ، مسلم بن عوسجه ، حر بن یزید ریاحی ، جون مولی ،ابی ذر الغفاری ، علی اکبر (ع) فرزند بزرگ سیدالشهدا (ع)، قاسم بن الحسن(ع)، عبدالله بن الحسن(ع)، حضرت عباس بن علی بن ابی طالب (ع)، علی اصغر (ع).

-          آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت.

-          غارت اموال از خیام امام حسین(ع)

-          فرار فاطمیات و علویات در بیابانها بعد از شهادت آقا و سرورشان ابا عبدالله(ع)

-          غارت کردن لباس و زره و.... از بدن مطهر شهدای کربلا.

-          جدا شدن سرهای مطهر امام حسین (ع) و اهل بیت و اصحاب آن حضرت

-          به آتش کشیدن خیمه های آل الله ،فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا (س)

-          شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها.

گریه و ماتم بر سیدالشهدا(ع) و عزای زمین وزمان ،عرش و آسمان ،جن وانس و ملک و وحوش بر آن حضرت.

+نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت15:31توسط نیما | |



آیت الله اراکی فرمود:شبی خواب امیرکبیر را دیدم.جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این رتبه را داری؟ با لبخند گفت:خیر .پرسیدم: چون چند فرقه ضاله را نابود کردی؟گفت:خیر، این هدیه مولایم حسین است.گفتم چطور؟ با اشک گفت :آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند و خون از بدنم رفت .تشنگی بر من غلبه کرد.سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید ناگهان به خود گفتم :میرزا تقی خان !2 تا رگ بریدند این همه تشنگی!پس چه کشید پسر فاطمه ؟

او که سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود ! از عطش حسین(ع)حیا کردم و آب طلب نکردم و گریه کردم.

آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام آمد و فرمود:به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی ،آب ننوشیدی .این هدیه ما در برزخ باشد تا در قیامت جبران کنیم.

"منبع:کتاب (آخرین گفتارها)"

+نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت15:27توسط نیما | |



روز اول:مشهور است که در این منزل امام حسین (ع) با عبیداله بن حر جعفی ملاقات نمودند و دعوت به یاری نمودند،ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد.

روز دوم:بنا بر مشهور در این روز در سال 61 آقا و مولایمان حضرت اباعبدالله الحسین سیدالشهداء(ع) با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند.

در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد.امام (ع) پرسیدند:نام زمین چیست؟گفتند:"غاصریه" نام دیگرش را پرسیدند،گفتند:"شاطی الفرات".فرمودند اسم دیگری هم دارد؟گفتند:"کربلا هم می گویند.در این هنگام  حضرت آهی از دل کشیدند و گریه شدیدی نمودندو فرمودند:"اللهم انی اعوذبک من الکرب و البلاء .به خدا قسم زمین کربلا همین است. به خدا اینجا مردمان ما را می کشند!به خدا قسم اینجا زنان و کودکان ما را به اسیری می برند! بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود!ای جوانمردان ،فرود آیید که محل قبرهای ما اینجاست ..."

روز سوم: در این روز عمر ابن سعد با چهار یا شش یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر(ص) وارد کربلاء شد و در مقابل حضرت لشکرگاه ساخت و خیمه برافروخت.

روز چهارم:در این روز از سال 61 ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شیخ قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین (ع) دعوت کرد.

روز پنجم:در این روز حصین ابن نمیر به دستور عبیدالله ابن زیاد با چهار هزار سواره وارد کربلا شدند.

روز ششم: در شب ششم یا هفتم جناب حبیب ابن مظاهر اسدی با اذن امام حسین (ع) برای آوردن یاور و کمک ، به قبیله بنی اسد رفت.جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند.لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی و بقیه مجبور به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد.

از روز ششم محرم در بازار آهنگران کوفه هرکسی را می دیدی یا شمشیر یا نیزه و یا تیری می خرید و یا آنها را نزد آهنگران تیز می کرد و به سم آغشته می کرد|، برای ریختن خون جگرگوشه رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا(س) و تمام تیرها مسموم بود، و بعضی از آن تیرها یک شعبه و بعضی سه شعبه بودند.

روز هفتم محرم:در این روز آب را بر اهل بیت سیدالشهداء(ع) بستند،چه اینکه نامه ابن زیاد به این مضمون رسید که نگذارید حتی یک قطره آب هم به آنها برسد. عمروبن حجاج زبیدی با چهار هزار تیرانداز مأمور منع آب فرات شدند،که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر  پیامبر (ص) برده نشود.

روز هشتم محرم:در این روز آب در خیمه های سیدالشهدا (ع) نایاب شد.

روز نهم محرم (تاسوعا):تاسوعا روزی بود که حسین (ع) و اصحابش را در کربلا محاصره کردند.

در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس (ع) و برادرانش امان نامه آورد.

حضزت عباس (ع) با صدای بلند فرمود :"لعنت خدا بر تو و امیر تو (و بر امان تو) باد. ما را امان می دهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد"؟!

در عصر تاسوعا (ع) برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتند.در این روز لشگر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد ، و شمر نامه ابن زیاد را آورد.

در عصر این روز امام حسین (ع) در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.

شب عاشورا:در این شب امام حسین (ع) به اصحاب و اهل بیت خود فرمودند :من بیعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هرجایی که می خواهید کوچ کنید . پس از فرمایشات حضرت اهل بیت (علیهم السلام) و اصحاب کلماتی در وفا و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت داشتند.

در این شب بود که زینب کبری (ع) اشعار "یا دهر اف لک من خلیل" را از زبان برادرش امام حسین(ع) شنید،و هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود:"ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود و این روز را ندیده بودم".

روز دهم محرم:در این روز در سال 61 که روز شنبه یا جمعه بوده، آقا و مولایمان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) در سن 58 سالگی (ویا 56 و یا 57 سالگی) بعد از نماز ظهر ،مظلومانه و با حالت تشنگی و گرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند.این روز روز باریدن خون از آسمان است، و روزیست که شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسین(ع)در آن به وقوع پیوسته است.

+نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت15:26توسط نیما | |



جکسون براون:
در زندگی فهمیده ام که جایگاه و مقام را می توان خرید اما احترام را باید کسب کرد.

شوپنهاور
فرومایگان، از خطاها و لغزشهای دیگران لذت میبرند


سارتر
گر یک فلج مادرزاد قهرمان دو ماراتن نشود، مقصر خودش است

+نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت14:34توسط نیما | |



خیز و جامه نیلی کن، روزگار ماتم شد/دور عاشقان آمد نوبت محرم شد

در محرم سینهها غرق ملالی دیگر است/ جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است

با حلولش برنخیــزد جز فغان از عاشقان/ طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است

باز محرم رسید، میکدهها وا شدند/تمام عاشقانت، واله و شیدا شدند

باز محرم رسید، این من و گریههایم/رفع عطش میکند، فرات اشکهایم

 باز محرم رسید، دلم چه ماتمزده/کسی میان این دل، خیمه ماتم زده

باز محرم رسید، شدم چه حیران و مست/از این همه عاشقی، دوبارهام مست مست

 باز محرم رسید، شهر سیهپوش توست/دل، نگران رنج خواهر مظلوم توست

امام حسین علیهالسلام
هر كس این پنج چیز را نداشته باشد از زندگی بهرهای نمیبرد: عقل، دین، ادب، شرم و خوش خلقی .

امام حسین علیهالسلام
سلام هفتاد حسنه دارد، شصت و نُه حسنه از آنِ سلام كننده و یكی، از آن جوابگو است.

قال الحسين(ع):
هيچ امرى را مپذير،مگر آنكه خودت را شايسته آن بدانى

امام حسین علیهالسلام
كاری مكن كه از آن پوزش بخواهی زیرا مؤمن نه بد میكند و نه عذر میطلبد، و منافق هر روز بد میكند و عذر میخواهد.
"تحف العقول، ص248

امام حسین علیهالسلام
شکرگزاری برای نعمت پیشین، نعمت تازهای را سبب میشود .

امام حسین علیهالسلام
كسی‌ كه‌ تو را دوست‌ دارد، از تو انتقاد می‌كند و كسی‌ كه‌ با تو دشمنی‌ دارد، از تو تعریف‌ و تمجید می‌كند.
"بحارالانوار، ج78، ص128"

از حضرت امام حسین(علیهالسلام)‌ پرسیدند فضیلت‌ چیست‌؟ فرمودند: "مالك‌ زبان‌ بودن‌ و ‌ نیكی‌ کردن."
"بلاغة‌ الحسین(علیهالسلام)‌، ص 332"

امام حسین علیهالسلام
آن‌ كس‌ در صله‌ رحم‌ بهتر است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ خویشاوندانی‌ كه‌ با او قطع‌ رابطه‌ كرده‌اند، دلجویی‌ و صله‌ رحم‌ نماید.
"بحارالانوار، ج78، ص121"

امام حسین علیهالسلام
بهترین‌ ثروت‌ آن‌ است‌ كه‌ انسان‌ به‌ وسیله‌ آن‌ آبروی‌ خود را حفظ نماید.
"بحارالانوار، ج44، ص 195"

امام حسین علیهالسلام
كسى‌ كه‌ از تو حاجتى‌ خواسته‌ است‌، آبروى‌ خود را با درخواست‌ از تو ریخته‌ است‌، تو دیگر با رد كردن‌ او، آبروى‌ خود را نریز .
"
بحارالانوار، ج44، ص 196"

امام حسین علیهالسلام
هیچ‌ امری‌ را نپذیر مگر آن كه‌ خودت‌ را شایسته‌ آن‌ بدانی‌.
"اعیان الشیعه، ج1، ص 621"

امام حسین علیهالسلام
حرص‌ و آز نوعی فقر روانی‌ است‌، و سخاوت‌ و بخشش‌ نوعی‌ بی ‌نیازی‌ است‌ .
"تاریخ یعقوبی، ج 2، ص246"

امام حسین علیهالسلام
درباره‌ برادر مؤمنت‌ پشت‌ سر سخنی بگو كه‌ دوست‌ داری‌ او پشت‌ سر تو بگوید.
"بحارالانوار، ج‌ 78، ص‌ 127"

امام حسین علیهالسلام
كسانی‌ كه‌ رضایت‌ مخلوق‌ را به‌ بهای‌ غضب‌ خالق‌ بخرند، رستگار نخواهند شد.
"مقتل‌ خوارزمى‌، ج‌ 1، ص‌ 239"

امام حسین علیهالسلام
هیچ‌ كس‌ روز قیامت‌ در امان‌ نیست‌، مگر آن‌ كه‌ در دنیا خداترس‌ باشد.
"بحارالانوار، ج‌ 44، ص 192"

امام حسین علیهالسلام
بترس‌ از ستم‌ كردن‌ بر كسی‌ كه‌ به‌ جز خدا یاوری‌ ندارد.
"بحارالانوار، ج‌ 78، ص 118"

امام حسین علیهالسلام
عقل‌ كامل‌ نمی‌شود مگر با پیروی‌ از حق‌.
"بحارالانوار، ج‌ 78، ص 127"

امام حسین علیهالسلام
همنشینی‌ با فاسقان‌ انسان‌ را در معرض‌ اتهام‌ قرار می‌دهد.
"بحار الانوار، ج‌ 78، ص 122"

امام حسین علیهالسلام
گریه‌ از روی‌ ترس‌ از خدا، موجب‌ رهایی‌ از آتش‌ است‌.
"مستدرك‌ الوسایل‌، ج‌ 11، ص 245"

امام حسین علیهالسلام
عجله‌ كردن‌، كم‌خردی‌ است.
"بحارالانوار، ج‌ 78، ص 122"

امام حسین علیهالسلام
از نشانههای عالم، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .

امام حسین علیهالسلام

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند .
"بحارالانوار، ج 93، ص 294"

امام حسین علیهالسلام
هیچ کس در قیامت در امان نیست! مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشته باشد.
"مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 69"

امام حسین علیهالسلام
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هر ناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
"فرهنگ سخنان امام حسین، ص 476"

اینجا بهشت سرخ بدنهای بی سر است/اینجا نگارخانهی گلهای پرپر است

اینجاست قتلگاه شهیدان راه حق/اینجا مزار قاسم و عباس و اکبر است

اینجا برای پیکر صد چاک عاشقان/گرد و غبار کرب و بلا مُشک و عنبر است

باز این چه آتش است كه بر جان عالم است؟/باز این چه شعله غم و اندوه ماتم است؟

باز این حدیث حادثه جانگذار چیست؟/باز این چه قصهایست كه با غصه توام است؟

سالها گفتیم ما از کربلا /از شهید عشق و میدان بلا
از غمش بر سینه و بر سر زدیم/بوسه بر گهواره اصغر زدیم
باز هم گفتیم: مظلوما حسین!/بی کس و بی بال و پر، تنها حسین!

فرصت دهید گریه كند بی صدا، فرات/با تشنگان بگوید از آن ماجرا، فرات

گیرم فرات بگذرد از خاك كربلا/باور مكن كه بگذرد از كربلا، فرات

چشم فرات در ره او اشك بود و اشك/زان گونه اشك‌ها كه مرا هست با فرات 

حالی به داغ تازه‌ی خود گریه می‌كنی/تا می‌رسی به مرقد عباس، یا فرات

از بس كه تیر بود و سنان بود و نیزه بود/هفتاد حجله بسته شد از خیمه تا فرات

از طفل آب، خجلت بسیار می‌كشم/آن یوسفم كه ناز خریدار می‌كشم

در مشك تشنه، جرعه‌ی آبی هنوز هست/اما به خیمه‌ها برسد با كدام دست؟

برخاست با تلاوت خون،  بانگ یا اخا/وقتی «كنار درك تو، كوه از كمر شكست»
تیری زدند و ساقی مستان ز دست رفت/سنگی زدند و كوزه‌ی لب تشنگان شكست!

شد شعله‌های العطش تشنگان، بلند / باران تیر آمد و بر چشم‌ها نشست

میخواهم از خشکیدن دریا بگویم / از تشنه کامیهای ماهیها بگویم

روزی که آب از شرم و خجلت آب میشد / از داغ آن آلالهها بی تاب میشد 

من حرفها از ظهر بی خورشید دارم / من شکوهها از ماه، از ناهید دارم
ای کاش آن روز آسمان خون گریه میکرد/هم ابر، هم رنگین کمان، خون گریه میکرد

مگر آن دست چه بخشید به آغوش فرات / که از آن بوی علمدار تو بر میخیزد

دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم / بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم
فردا كه كسی را به كسی كاری نیست / دامان حسین اگر نگیرم چه كنم

عالم همه قطرهاند و دریاست حسین/خوبان همه بندهاند و مولاست حسین

این زمین، کربُ بلاست، کعبه قالوا بلی است/قتلگاه من صفا، مروهام طشت طلاست

هر کجا ملک خدا هست حسینیه توست/ هر که را مینگرم شور محرم دارد
نه محرم نه صفر بلکه همه دوره سال/کعبه با یاد غمت جامه ماتم دارد

روضه خوان تو خدا، گریه کن تو آدم/اشک ارثی است که ذریه آدم دارد

دشمنت كشت ولى نور تو خاموش نگشت/ آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداست

+نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت13:15توسط نیما | |



پيغام گير حافظ :

رفته ام بيرون من از كاشانه ي خود غم مخور
تا مگر بينم رخ جانانه ي خود غم مخور
بشنوي پاسخ زحافظ گر كه بگذاري پيام
زان زمان كو بازگردم خانه ي خود غم مخور

پيغام گير سعدي :

از آواي دل انگيز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پيغام تو خواهم گفت پاسخ
فلك گر فرصتي دادي به دستم

پيغام گير فردوسي :
نمي باشم امروز اندر سراي
كه رسم ادب را بيارم به جاي
به پيغامت اي دوست گويم جواب
چو فردا بر آيد بلند آفتاب

پيغام گير خيام :
اين چرخ فلك ، عمر مرا داد به باد
ممنون توام كه كرده اي از من ياد
رفتم سركوچه ، منزل باده فروش
آيم چو به خانه پاسخت خواهم داد

پيغام گير منوچهري :
از شرم ، به رنگ باده باشد رويم
در خانه نباشم كه سلامي گويم
بگذاري اگر پيام ، پاسخ دهمت
زان پيش كه همچو برف گردد رويم

پيغام گير مولانا :
بهر سماع از خانه ام ، رفتم برون ، رقصان شوم
شوري برانگيزم به پا ، خندان شوم ، شادان شوم
برگو به من پيغام خود ، هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم ، جان تو را قربان شوم !

پيغام گير بابا طاهر :
تليفون كرده اي جانم فدايت
الهي مو به قربون صدايت
چو از صحرا بيايم ، نازنينم
فرستم پاسخي از دل برايت

+نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت13:11توسط نیما | |



▪ هیچ وقت به یک مامور اداری اجازه‌ نه گفتن ندهید.

▪ هیچ گاه همه‌ مهمات خود را یک جا استفاده نکنید.

▪ هیچ وقت از کوره در نروید مگر با قصد و هدف.

▪ تلاش تحسین بر انگیز است و دستیابی ارزشمند.

▪ هزینه سرقت را بیشتر از ارزش آن کنید.

▪ به خلافکاران سمت بدهید و آنها را دخیل کنید.

▪ رهبری را گسترش دهید.

▪ شما نمی‌توانید بدون نقشه بر یک نقشه غلبه کنید.

▪ مهارت سیاسی تعیین‌کننده‌ موفقیت سیاسی است.

▪ خط مشی سالم و درست سیاست سالم و درست است.

▪ در سیاست شما دو چیز دارید قولتان و دوستانتان و برگشت از هر کدام یعنی مرگ.

▪ چشمتان به هدف اصلی باشد و به خاطر اینکه جواب هر حرف بیهوده‌ای را بدهید نایستید.

▪ عالی را در مقابل خوب قرار ندهید.

▪ به یاد داشته باشید که طرف مقابل هم مشکلاتی دارد.

▪ با افراد خوب مانند افراد بد رفتار نکنید.

▪ یک حرکت حساب شده، خود راه خود را پیدا می‌کند.

▪ همان اندازه که در دست راست خود استخدام می‌کنید در دست چپ هم استخدام کنید، یعنی تعادل را همیشه رعایت کنید.

▪ اگر از پس اجاره خانه برنیایید، نمی‌توانید دنیا را نجات دهید.

▪ هر منفعتی افزاینده است؛ بعضی افزودن‌ها منفعت نیست.

▪ حرکت پایدار نیازمند یک جریان سالم و دو سویه‌ وابستگی و احساس دین در بین شرکت‌کنندگان در آن حرکت است. حساب کتاب خیلی زیاد جواب نخواهد داد.

▪ یک گرم وفاداری و صداقت به‌اندازه‌ یک کیلو هوش و ذکاوت با ارزش است.

▪ هیچ وقت یک نشست سیاسی را از دست ندهید اگر کمترین احتمالی قائل هستید که ممکن است بعدا حسرت عدم حضور در آن را بخورید.

▪ در سیاست، یک سازنده سریع‌تر از یک خرابکار می‌سازد.

▪ هر اقدامی پیامدهایی در پی دارد.

▪ ذهن برای جذب محدودیت دارد. هیچ چیز بیشتر از ظرفیتش عمل نخواهد کرد.

▪ کارکنان مساوی با خط‌مشی هستند.

▪ به یاد داشته باشید که این یک بازی طولانی پر از پستی و بلندی است.

▪ آزمودن ایده‌های اخلاقی نتیجه‌های اخلاقی دارد.

▪ نمی‌توانید هر کس را بدون هیچ کس شکست دهید.

▪ یک مار در میان علف بهتر از یک افعی در آغوش است.

▪ هیچ وقت به کسی اعتماد نکنید تا مطمئن شوید او هم در آن مساله منافعی دارد.

▪ نامه‌های تشکرآمیز به معنی ایجاد تعهد است که اگر آن تعهد اجرا نشود آن تشکر هم ممکن است به خشونت تبدیل شود.

▪ حکمرانی، نبرد با استفاده از وسایل مختلف است.

▪ شما نمی‌توانید با دشمن ساختن دوستانتان، از دشمنانتان دوست بسازید.

▪ دشمنانتان را به همان دقتی انتخاب کنید که دوستانتان را انتخاب می‌کنید.

▪ همیشه یک نقطه اتکای مطمئن را برای خود حفظ کنید.

▪ به چیزی که بدون اینکه بخواهید به شما داده می‌شود، اعتماد نکنید.

▪ در سیاست هیچ چیزی حرکت نمی‌کند مگر با هل دادن.

▪ برنده‌ها کامل نیستند. آنها فقط خطاهای کمتری نسبت به رقبایشان مرتکب می‌شوند.

▪ یک دلیل بزرگ بهتر از هزار دلیل کوچک است.

▪ در لحظات بحرانی، ابتکار نزد کسانی می‌رود که خود را به بهترین شکل آماده کرده‌اند.

▪ سیاست به همان اندازه که در رابطه با ذهن است با قلب هم ارتباط دارد. بسیاری از افراد تا قبل از این که مطمئن شوند یک مساله برای شما مهم است اهمیتی نمی‌دهند که چقدر در مورد آن می‌دانید.

▪ بدون معطلی حرکتت را به کسی که آن را درخواست کرده، اطلاع بده.

▪ عصبانیت درونی قوی‌ترین نیروی تهییج‌کننده در سیاست است.

▪ طوری دعا کن که انگار همه چیز به خدا وابسته است؛ طوری کار کن که انگار همه چیز به تو وابسته است

+نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت13:5توسط نیما | |



در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست، شاید تنها افسانه باشد). جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرتر‌ها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اکثراً کثیر الدانه هستند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

  • در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.
  • سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.
  • همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.
  • در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.
  • در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.
  • در گیلان هندوانه را حتما فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل)
  • مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.
  • +نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت13:45توسط نیما | |



    گام 1 : فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده تهیه کنید.


    گام 2 : هرچند وقت یک بار به میان طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزنید.


    گام 3 : وان حمام را پر از آب گرم و کف صابون کنید، داخل وان بنشینید و تمام تنش ها را با تنفس عمیق از خود دور کنید.


    گام 4 : هر روز روی جملات زیر و جمله هایی از این دست فکر کنید:


    - تا زمانی که خودتان نخواهید، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند. (تئودور روزولت)


    - روزی شخصی بودا را فحش و ناسزا می داد، بودا به او گفت: از تو به خاطر این هدیه عالی تشکر می کنم! اما متاسفم که نمی توانم هدیه ات را بپذیرم اگر کسی به من هدیه بدهد و من آن را قبول نکنم، هدیه به چه کسی تعلق خواهد داشت؟


    - خواه فکر کنید کاری را می توانید انجام دهید، خواه فکر کنید که از انجام کاری ناتوان هستید، همیشه حق با شماست. (هنری فورد)


    - عشق از آن جهت در ما به ودیعه گذاشته شده که آن را به دیگران ببخشیم.


    - قلمرو خداوند، درون ما انسان هاست.


    - هر کاری که دوست داری انجام بده.. پول، خود به دنبال آن کار می آید.


    - به دنبال رستگاری و سعادت خودت باش.


    - همان اندازه که همسایه ات را دوست داری، خود را نیز دوست داشته باش، این بدان معنی است که باید خودت را از صمیم قلب دوست داشته باشی.


    گام 5 : در تعطیلات آخر هفته، به تماشای کارتون های مورد علاقه تان بپردازید.


    گام 6 : تلاش کنید همیشه مثبت بیندیشید.


    گام 7 : به خاطر داشته باشید که هرگاه در کاری حیران و سرگردان می مانید، در حال آموختن نکته ای جدید هستید.


    گام 8 : تا آن جا که لازم است خود را به مبارزه بطلبید، نه بیش از اندازه.


    گام 9 : در هفته یک شب تلویزیون خود را خاموش نگه دارید تا مغزتان استراحت کند.


    گام 10 : در روز عشق (والنتاین) برای خودتان کارت تبریک بخرید.


    گام 11 : هرچند وقت یک بار به یک مکان مقدس بروید و در خلوت با خداوند راز و نیاز کنید.


    گام 12 : هرچند وقت یک بار بیرون از خانه غذا بخورید.


    گام 13 : با کسی که از صمیم قلب دوستش دارید، تلفنی صحبت کنید.


    گام 14 : خود را در آینه نگاه کنید و از دیدن زیبایی هایتان لذت ببرید و خدا را به خاطر این نعمت شکرگزار باشید.


    گام 15 : اهداف خود را بنویسید.


    گام 16 : در هدف گذاری واقع بین باشید.


    گام 17 : وسواس را از زندگی خود حذف کنید، در غیر این صورت هیچ کاری نمی توانید انجام دهید.


    گام 18 : برای خودتان ضرب العجل تعیین کنید و سپس دست به کار شوید و کار را به اتمام برسانید ولو نتیجه آن به همان خوبی که شما انتظارش را داشته اید، نباشد.


    گام 19 : بدون دلیل لبخند بزنید.


    گام 20 : تأخیر در انجام کاری بهتر از انجام ندادن آن است.


    گام 21 : هنر سوال کردن را بیاموزید.


    گام 22 : برای خودتان یک مشاور برگزینید و از راهنمایی های او استفاده کنید.


    گام 23 : شرقی ها اعتقاد دارند که آب جاری منبع انرژی های مثبت و ضروری در زندگی است. پس هفته ای یک مرتبه، فقط زیر دوش بروید و بگذارید جریان آب تمام عضلات بدنتان را ماساژ بدهد.


    گام 24 : ده بار نفس عمیق بکشید.


    گام 25 : هنگام راه رفتن سرتان را بالا بگیرید و قوز نکنید.


    گام 26 : گاهی اوقات تند تند راه بروید.


    گام 27 : وقتی در کاری موفق می شوید، با خرید یک هدیه برای خودتان موفقیت تان را جشن بگیرید.


    گام 28 : استفاده از فرصت ها رابیاموزید.


    گام 29 : برای خودتان گل بخرید.


    گام 30 : هر وقت احساس تنش کردید، به یک موسیقی کلاسیک گوش بدهید.


    گام 31 : تکرار عبارات تاکیدی را فراموش نکنید، برخی عبارات تاکیدی مهم در زیر آمده است:


    - هر روز، هرقدمی که برمی دارم، بهتر و بهتر می شوم.


    - من این وضعیت را به عشق الهی می سپارم و به بهبود آن اطمینان کامل دارم.


    - نعمت های کائنات بی شمار هستند از این رو همواره احساس وفور نعمت کرده و می دانم که به تمامی خواسته های برحق خود می رسم.


    - من کسانی را که در حقم بدی کرده اند می بخشم و آزاد می شوم.


    - من غذاهایی را می خورم که برایم سودمند هستند و به راحتی و عاشقانه به وزن مطلوب خود می رسم.


    - از خودم رضایت دارم.


    - من مسئول تمامی اتفاقاتی هستم که برایم رخ می دهد.


    - من آرام هستم و می گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت انگیز برایم رخ دهند.


    - امروز، کنترل زندگی خود را در دست می گیرم.


    - اهمیت ندارد که چه اتفاقی رخ می دهد، نور درونم از من حمایت می کند.


    - من عاشق زندگی هستم و زندگی نیز عشقش را نثارم می کند.


    - با هر دم و بازدم خداوند را شکر می کنم.


    گام 32 : به هر آهنگ شادی که دوست دارید گوش داده و با آن برقصید.


    گام 33 : قدر نعمت سلامتی را بدانید.


    گام 34 : هنر نه گفتن را بیاموزید.


    گام 35 : هنگامی که کودکان بازی می کنند، در آن ها دقیق شوید.


    گام 36 : هر چند هفته یک بار، خانه تکانی کنید.


    گام 37 : آمدن بهار را جشن بگیرید.


    گام 38 : کارهایی را که باید در طول روز انجام دهید، مرور کنید.


    گام 39 : هر روز، به بازنگری کارهای همان روز بپردازید.


    گام 40 : از کسانی که شما را مورد ستایش قرار می دهند، تشکر کنید.


    گام 41 : خودتان را مورد ستایش و تحسین قرار دهید.


    گام 42 : سعی کنید روزهای تعطیل دیر از خواب بیدار شوید، یا دیرتر از رختخواب خارج شوید.


    گام 43 : گاهی اوقات تنها ماندن را تجربه کنید.


    گام 44 : حیوانات اهلی و دست آموز را نوازش کنید.


    گام 45 : باغچه کوچکی برای خودتان درست کنید و هر چه دوست دارید در آن بکارید.


    گام 46 : به یک دوست قدیمی زنگ بزنید.


    گام 47 : به پارک رفته و همه گل ها و درختان پارک را بو کنید.


    گام 48 : زمانی که زیر دوش می روید، آواز بخوانید.


    گام 49 : سالی دو مرتبه خون بدهید.


    گام 50 : نامه ای بنویسید و در آن از خودتان انتقاد کنید.


    گام 51 : هر روز ده واژه جدید بیاموزید.


    گام 52 : شکر گزار باشید.


    گام 53 : هر از گاهی به گورستان بروید این کار باعث می شود که دید شما نسبت به زندگی عوض شده و زیستن در اکنون جاودانه را بیاموزید.


    گام 54 : مدتی از وقت خود را به کتابخانه بروید و کتاب بخوانید.


    گام 55 : یک روز در هفته گیاهخواری کنید.


    گام 56 : قبول کنید که انسان جایزالخطا است.


    گام 57 : یک مهارت جدید بیاموزید.


    گام 58 : به اطرافیان تان بگویید که برایشان ارزش قائل هستید.


    گام 59 : برای بهبود وضعیت خود تلاش کنید.


    گام 60 : توجه داشته باشید که چه زمانی باید در نگرش ها تغییر ایجاد کنید.

    +نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت14:49توسط نیما | |