|
پیشگفتار (1)
افراد زیادی از خیلی از تعاریف و نکات ابتدایی کامپیوتر که برای اکثر مردم خصوصآ جوانان بسیار بدیهی و جا افتاده است بی اطلاع هستند. باور کنید از این وضع هم من بهتر از همه خبر دارم :)
شما آقایان می توانید با شناخت و رعایت این هفت نکته در مورد همسرتان، همیشه زندگی آرام و شیرینی را تجربه کنند!
«من اشتباه کردهام» سه کلمه است که اگر مدیرعاملی بتواند به زبان بیاورد شاهکار کرده است که عبارت است از:"من اشتباه کردهام"
عاشق ِ هم نوازی اركستر هستم.
>> همه بخش های دولتی باید از مسیر بیمه عبور کنند. >>بیمه می تواند هزینه های زیادی را از دوش بیت المال بردارد و با کاهش هزینه ها به تولید سرمایه بیشتر در کشور کمک کند. >>فعالان صنعت بیمه باید افق نگاه خود را گسترش دهند و در زمینه بیمه های اتکایی نقش بیشتری در داخل و در سطح جهانی برعهده بگیرند. >> باید اعتماد مردم را جلب کنید تا بیمه رونق بگیرد. >>صنعت بیمه هر قدر که بیشتر جلو برود، بیشتر مورد تشویق قرار می گیرد. >>حضور فعال بیمه در عرصه اقتصاد کشور، ایجاد اشتغال می کند تا ایران به سرعت در رتبه های بالاتر جهان قرار گیرد. >>حضور در عرصه بیمه و استفاده از خدمات آن به سود مردم است. >>حضور موثر بیمه در بخش های مختلف کشور می تواند به توسعه ظرفیت ها و اقتصاد کشور کمک می کند. >>خوشبختانه صنعت بیمه امروز انگیزه مضاعفی برای توسعه و رساندن خود در حد استانداردهای جهان پیدا کرده است. >>بیمه بهترین نهاد وابزاری است که می تواند از توسعه، تولید، تجارت و سرمایه گذاری در همه بخش ها پشتیبانی کند.
- شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی ، مسلم بن عوسجه ، حر بن یزید ریاحی ، جون مولی ،ابی ذر الغفاری ، علی اکبر (ع) فرزند بزرگ سیدالشهدا (ع)، قاسم بن الحسن(ع)، عبدالله بن الحسن(ع)، حضرت عباس بن علی بن ابی طالب (ع)، علی اصغر (ع). - آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت. - غارت اموال از خیام امام حسین(ع) - فرار فاطمیات و علویات در بیابانها بعد از شهادت آقا و سرورشان ابا عبدالله(ع) - غارت کردن لباس و زره و.... از بدن مطهر شهدای کربلا. - جدا شدن سرهای مطهر امام حسین (ع) و اهل بیت و اصحاب آن حضرت - به آتش کشیدن خیمه های آل الله ،فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا (س) - شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها.
آیت الله اراکی فرمود:شبی خواب امیرکبیر را دیدم.جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این رتبه را داری؟ با لبخند گفت:خیر .پرسیدم: چون چند فرقه ضاله را نابود کردی؟گفت:خیر، این هدیه مولایم حسین است.گفتم چطور؟ با اشک گفت :آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند و خون از بدنم رفت .تشنگی بر من غلبه کرد.سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید ناگهان به خود گفتم :میرزا تقی خان !2 تا رگ بریدند این همه تشنگی!پس چه کشید پسر فاطمه ؟ او که سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود ! از عطش حسین(ع)حیا کردم و آب طلب نکردم و گریه کردم. آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام آمد و فرمود:به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی ،آب ننوشیدی .این هدیه ما در برزخ باشد تا در قیامت جبران کنیم.
روز اول:مشهور است که در این منزل امام حسین (ع) با عبیداله بن حر جعفی ملاقات نمودند و دعوت به یاری نمودند،ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد. روز دوم:بنا بر مشهور در این روز در سال 61 آقا و مولایمان حضرت اباعبدالله الحسین سیدالشهداء(ع) با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند. در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد.امام (ع) پرسیدند:نام زمین چیست؟گفتند:"غاصریه" نام دیگرش را پرسیدند،گفتند:"شاطی الفرات".فرمودند اسم دیگری هم دارد؟گفتند:"کربلا هم می گویند.در این هنگام حضرت آهی از دل کشیدند و گریه شدیدی نمودندو فرمودند:"اللهم انی اعوذبک من الکرب و البلاء .به خدا قسم زمین کربلا همین است. به خدا اینجا مردمان ما را می کشند!به خدا قسم اینجا زنان و کودکان ما را به اسیری می برند! بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود!ای جوانمردان ،فرود آیید که محل قبرهای ما اینجاست ..." روز سوم: در این روز عمر ابن سعد با چهار یا شش یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر(ص) وارد کربلاء شد و در مقابل حضرت لشکرگاه ساخت و خیمه برافروخت. روز چهارم:در این روز از سال 61 ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شیخ قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین (ع) دعوت کرد. روز پنجم:در این روز حصین ابن نمیر به دستور عبیدالله ابن زیاد با چهار هزار سواره وارد کربلا شدند. روز ششم: در شب ششم یا هفتم جناب حبیب ابن مظاهر اسدی با اذن امام حسین (ع) برای آوردن یاور و کمک ، به قبیله بنی اسد رفت.جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند.لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی و بقیه مجبور به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد. از روز ششم محرم در بازار آهنگران کوفه هرکسی را می دیدی یا شمشیر یا نیزه و یا تیری می خرید و یا آنها را نزد آهنگران تیز می کرد و به سم آغشته می کرد|، برای ریختن خون جگرگوشه رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا(س) و تمام تیرها مسموم بود، و بعضی از آن تیرها یک شعبه و بعضی سه شعبه بودند. روز هفتم محرم:در این روز آب را بر اهل بیت سیدالشهداء(ع) بستند،چه اینکه نامه ابن زیاد به این مضمون رسید که نگذارید حتی یک قطره آب هم به آنها برسد. عمروبن حجاج زبیدی با چهار هزار تیرانداز مأمور منع آب فرات شدند،که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر (ص) برده نشود. روز هشتم محرم:در این روز آب در خیمه های سیدالشهدا (ع) نایاب شد. روز نهم محرم (تاسوعا):تاسوعا روزی بود که حسین (ع) و اصحابش را در کربلا محاصره کردند. در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس (ع) و برادرانش امان نامه آورد. حضزت عباس (ع) با صدای بلند فرمود :"لعنت خدا بر تو و امیر تو (و بر امان تو) باد. ما را امان می دهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد"؟! در عصر تاسوعا (ع) برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتند.در این روز لشگر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد ، و شمر نامه ابن زیاد را آورد. در عصر این روز امام حسین (ع) در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند. شب عاشورا:در این شب امام حسین (ع) به اصحاب و اهل بیت خود فرمودند :من بیعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هرجایی که می خواهید کوچ کنید . پس از فرمایشات حضرت اهل بیت (علیهم السلام) و اصحاب کلماتی در وفا و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت داشتند. در این شب بود که زینب کبری (ع) اشعار "یا دهر اف لک من خلیل" را از زبان برادرش امام حسین(ع) شنید،و هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود:"ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود و این روز را ندیده بودم".
جکسون براون: شوپنهاور
خیز و جامه نیلی کن، روزگار ماتم شد/دور عاشقان آمد نوبت محرم شد در محرم سینهها غرق ملالی دیگر است/ جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است با حلولش برنخیــزد جز فغان از عاشقان/ طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است باز محرم رسید، میکدهها وا شدند/تمام عاشقانت، واله و شیدا شدند باز محرم رسید، این من و گریههایم/رفع عطش میکند، فرات اشکهایم باز محرم رسید، دلم چه ماتمزده/کسی میان این دل، خیمه ماتم زده باز محرم رسید، شدم چه حیران و مست/از این همه عاشقی، دوبارهام مست مست باز محرم رسید، شهر سیهپوش توست/دل، نگران رنج خواهر مظلوم توست امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام قال الحسين(ع): امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام از حضرت امام حسین(علیهالسلام) پرسیدند فضیلت چیست؟ فرمودند: "مالك زبان بودن و نیكی کردن." امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند . امام حسین علیهالسلام امام حسین علیهالسلام اینجا بهشت سرخ بدنهای بی سر است/اینجا نگارخانهی گلهای پرپر است اینجاست قتلگاه شهیدان راه حق/اینجا مزار قاسم و عباس و اکبر است اینجا برای پیکر صد چاک عاشقان/گرد و غبار کرب و بلا مُشک و عنبر است باز این چه آتش است كه بر جان عالم است؟/باز این چه شعله غم و اندوه ماتم است؟ باز این حدیث حادثه جانگذار چیست؟/باز این چه قصهایست كه با غصه توام است؟ سالها گفتیم ما از کربلا /از شهید عشق و میدان بلا فرصت دهید گریه كند بی صدا، فرات/با تشنگان بگوید از آن ماجرا، فرات گیرم فرات بگذرد از خاك كربلا/باور مكن كه بگذرد از كربلا، فرات چشم فرات در ره او اشك بود و اشك/زان گونه اشكها كه مرا هست با فرات حالی به داغ تازهی خود گریه میكنی/تا میرسی به مرقد عباس، یا فرات از بس كه تیر بود و سنان بود و نیزه بود/هفتاد حجله بسته شد از خیمه تا فرات از طفل آب، خجلت بسیار میكشم/آن یوسفم كه ناز خریدار میكشم در مشك تشنه، جرعهی آبی هنوز هست/اما به خیمهها برسد با كدام دست؟ برخاست با تلاوت خون، بانگ یا اخا/وقتی «كنار درك تو، كوه از كمر شكست» شد شعلههای العطش تشنگان، بلند / باران تیر آمد و بر چشمها نشست میخواهم از خشکیدن دریا بگویم / از تشنه کامیهای ماهیها بگویم روزی که آب از شرم و خجلت آب میشد / از داغ آن آلالهها بی تاب میشد من حرفها از ظهر بی خورشید دارم / من شکوهها از ماه، از ناهید دارم مگر آن دست چه بخشید به آغوش فرات / که از آن بوی علمدار تو بر میخیزد دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم / بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم عالم همه قطرهاند و دریاست حسین/خوبان همه بندهاند و مولاست حسین این زمین، کربُ بلاست، کعبه قالوا بلی است/قتلگاه من صفا، مروهام طشت طلاست هر کجا ملک خدا هست حسینیه توست/ هر که را مینگرم شور محرم دارد روضه خوان تو خدا، گریه کن تو آدم/اشک ارثی است که ذریه آدم دارد دشمنت كشت ولى نور تو خاموش نگشت/ آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداست
پيغام گير حافظ :
▪ هیچ وقت به یک مامور اداری اجازه نه گفتن ندهید.
در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دیماه تاج و تخت شاهی را بر زمین میگذاشتند و با جامهای سپید به صحرا میرفتند و بر فرشی سپید مینشستند. دربانها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ بردهها و خدمتکاران در سطح شهر آزاد شده و بهسان دیگران زندگی میکردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست، شاید تنها افسانه باشد). جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شبنشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار میشود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا میشدهاست به این صورت که خانوادهها در این شب گرد میآمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف میکردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوههای گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوهها که اکثراً کثیر الدانه هستند، نوعی جادوی سرایتی محسوب میشوند که انسانها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز میکنند و نیروی باروی را در خویش افزایش میدهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آیندهگویی میکنند.
گام 1 : فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده تهیه کنید.
|
ABOUT ![]()
مطالب جالب - شعر - عکس . . MENU
Home
|